تو لب گشودی و من محو یک سلام شدم . . . و بی مقدمه درگیر یک درام شدم . . . ورق زدی و تمام دلم به حرف افتاد . . . ورق زدی به خرف تو زود خام شدم . . . چه سطرهای عزیزی که رد شدی از من. . . چه فصلهای قشنگی که نردبام شدم./
+ نوشته شده توسط عسل در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت
23:17 |
